واقعاً چه زود دیر میشود !!!
خسرو شکیبایی هم رفت

انگار همین دیروز بود که به خانه های ما سر کشید و با بازی زیبایش چشمها را تسخیر کرد . کلام و صدایش آنقدر نفوذ داشت که دل ها را می ربود و هر بیننده ای را مجذوب خود میکرد . اما برای ما که به روزمرگی عادت کرده ایم انگار عادی شده است . وقت این نرسیده که به خودمان بیاییم و ببینیم که واقعا این دنیا خوب و بد نمیشناسد و همه را می برد . خسرو شکیبایی از آن خوب ها بود که دیگر تکرار نمیشود . هنوز هم طنین گرم صدایش که با لحن خاصی میگفت : عزیز دلم در گوشم می پیچد و به یاد مظلومیتش میافتم و ناخوداگاه اشک می ریزم . خسرو شکیبایی بازیگر نبود اسطوره بود . اما ای کاش قدر این اسطوره ها را قبل از رفتنشان بدانیم و آنان را ارج نهیم . وبلاگ جامع خبر رسانی از صمیم قلب برای خسرو شکیبایی این هنرمند متعهد و وظیفه شناس طلب مغفرت و برای خانواده ایشان طلب صبر عظیم از درگاه الهی نموده و این مصیبت وارده را به جامعه هنری کشور تسلیت میگوید .
در ادامه مطلب میتوانید بیوگرافی کاملی از خسرو شکیبایی را بهمراه چند عکس مشاهده کنید
داوود اسدي بازيگر سينما و تلويزيون ساعت دو بامداد امروز - شنبه و در سومين روز از فروردين
در سن سی و هشت سالگي بر اثر سكته قلبي در گذشت.
بر اساس این گزارش، ساعت خوش نخستين تجربه تلويزيوني اين هنرمند بود. مرحوم اسدي كه پس از بازي در اين مجموعه تلويزيوني به چهرهاي شناخته شده براي بسياري از بينندگان تلويزيوني و بخصوص جوانان تبديل شده بود، طي سالهاي اخير كمتر به ايفاي نقش در سريالها پرداخت.
وي در مجموعه تلويزيوني -خط شكن> به كارگرداني مسعود تكاور نيز ايفاي نقش كرد و آخرين فعاليت هنري وي در عرصه سينما و تلويزيون بازي در مجموعه - تلفن همراه> به كارگرداني تكاور بود و يك روز از بازي وي در اين مجموعه تلويزيوني ۲۰قسمتي باقي مانده بود.مرحوم اسدي همچنين در سه فيلم "سرحد"، "مادرم گيسو" و "ديدار" بازي كرده است. وي قرار بود در فيلم "مراسم تدفين" به كارگرداني "بابويه اي" كه فيلمبرداري آن روز هفدهم فروردين آغاز مي شد، ايفاي نقش كند. اسدي همچنين در عرصه فيلمنامه نويسي و گرافيك فعاليت داشت. نويسندگي مجموعه انيميشن هاي آموزشي اداره اجتماعي ناجا از آخرين كارهاي او بود. پيكر اين هنرمند فقيد كه فرزند سه ماهه اي به نام "دانيال" از او به يادگار مانده است، صبح امروز پس از تشييع، در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد .
گذری بر زندگی زنده یاد قیصر امین پور
قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست.
آیدین نیکخواه هم از میان ما رفت !!!
مراسم تشییع پیکر مرحوم آیدین نیکخواه بهرامی که بامداد روز جمعه در سانحه رانندگی به دیار باقی شتافته بود، صبح امروز با حضور محمدعلی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی از مقابل ورزشگاه شهید شیرودی تشییع شد. آیدین که از جمله بازیکنان خوب بسکتبال کشور بود و تازه ۲ سال از ملی پوش شدنش میگذشت وداعی زود هنگام با زندگی و بسکتبال داشت . برای خانواده اش طلب صبر و برای آیدین عزیز طلب مغفرت و آمرزش از سوی خداوند متعال داریم ...
وبلاگ جامع خبر رسانی
برای مشاهده گزارش تصویری مراسم تششیع پیکر آیدین به ادامه مطلب مراجعه کنید

در ادامه مطلب از زبان رضا صادقی خواننده خوب پاپ کشور در مورد ناصر عبداللهی بشنوید
«ما رفتیم و در مرام ما رفتن ، مردن بود . و اکنون من سالهاست که مرده ام» حسین پناهی
خیلی وقت ها که تلویزیون را روشن میکنم چهره پر مفهوم حسین پناهی را میبینم . چهره ای که خیلی حرف برای گفتن داشت .. با اینکه از میان ما رفته اما هنوز هم آثاری ندیده از خودش بجا گذاشته است که یادش را همیشه زنده نگاه میدارد . حسین پناهی در کارهایش موفق بود و در عین حال که بازیگری توانا بود شاعر و نویسنده بزرگی هم بود که علی رغم این همه موفقیت خیلی ها توانایی درک او را نداشتند و یا شاید برداشت منفی از او میکردند ... رازی در سینه اش بود که هیچوقت راز خودش را بیان نکرد و همیشه یاد جمله اش توی مصاحبه تلویزیونی اش هستم که گفت بعد از مرگم میفهمید ....اما مرگش هم فرارسید ولی باز هم حس نکردیم ... دلیلش را تازه فهمیدم . حسین پناهی زیاد سخت نگفته بود او راز پنهانی نداشت اما چهره واقعی او هیچوقت مورد تقدیری شایسته قرار نگرفت و واقعا بعد از فوت او فهمیدم که در زمان حیاتش تقدیری از او صورت نگرفت و تنها وقتی رفت مثل همیشه مرده اش را با آب و تاب و مراسمی با شکوه تدفین کردند .... آری حسین پناهی غریب مرد و این رازی بود که بعد از مرگش باید میفهمیدیم .... در زیر زندگینامه این هنرمند خوب را از نظر میگذرانیم ...
روحش شاد ، یادش گرامی و خاکش پر نور ................... مقدمه ای به قلم سید مسعود برزنجه عطری
بابک بیات در سال 1325 در شهر تهران به دنیا آمد.از سن 19 سالگى در اپراى تهران و زیر نظر خانم اولین باغچه بان, آقاى ثمین باغچه بان و نصرت الله زابلى با موسیقى کلاسیک و جهانى آشنا شد و در حدود پنج سال همکارى خود را با این اپرا ادامه داد.
میم مثل ملاقلی پور
|
خبر کوتاه بود، اما واقعیت داشت ... ملاقلیپور، فیلمساز دفاع مقدس، هم او که نسل جنگندیده را عاشق جنگ و مردانش کرد، مرد ولی نه عاشقانه. |
رسول ملاقلی پور متولد 1334 تهران بود. وی روزهای آغازین انقلاب عکاسی را بطور آماتور آغاز کرد و با شروع جنگ بطور حرفه ای به ادامه آن پرداخت. پس از آن به ساخت فیلم های مستند جنگی از عملیات ها روی آورد و فیلم کوتاه "شاه کوچک" را با دوربین 16 ساخت که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره وحدت شد. او نخستین فیلم بلند خود را در سال 1363 با نام "نینوا" با دوربین 16 ساخت و به این ترتیب به سینمای حرفه ای راه یافت.
ملاقلی پور خالق فیلم های "بلمی به سوی ساحل"، "پرواز در شب"، "افق"، "مجنون"، "خسوف"، "پناهنده"، "نجات یافتگان"، "سفر به چزابه"،"هیوا"، "کمکم کن"، نسل سوخته"، "قارچ سمی"،"مزرعه پدری" و "میم مثل مادر" بود. او در حال ساخت مستند "شش گوشه عرش" از ساخت ضریح امام حسین (ع) بود ولی مرگ امانش نداد تا این آرزوی دیرینه تحقق پیدا کند.
مگر می شود دفاع مقدس را بدون او و قهرمانانش به ذهن آورد؟
مگر می توان قهرمانان او را که بر مرز خیال و واقعیت قدم می زدند از یاد برد؟
مگر می توان فریادهای روح سرکش او را در قالب قهرمانانش نادیده گرفت؟
فیلمسازی که همیشه فریاد می زد و وقتی از او پرسیدم چرا یکبار در عمق میدان فردوسی فریاد عدالتخواهی سر داده، گفت: "می خواستم گوش مردم خواب رفته را به شنیدن وادارم ..." مردمی که امروز مجبور هستند خبر مرگ او را بشوند. مرگ فیلمسازی که مانند قهرمانانش عاشقانه نمرد. او می گفت می توان عاشق عشق ماند بدون آنکه معشوق دربر باشد، وقتی که هیوا را به عمق غار تنهایی فرستاد تا عشق حقیقی را در خیال واقعیت تجربه کند. هنگامی که این ابیات خوانده می شد:
این فصل را با من بخوان باقی فسانه است
این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است
|
جمعه 15 دی ماه سال 1385ارج نهاد ۳۷ سالگی ناصر عبداللهی در بندرعباس | |
|
مراسم ارج نهاد ۳۷ سالگی ناصر عبداللهی با حضور جمعی از هنرمندان ، دوستان و نزدیکان ناصر در هتل خلیج فارس بندرعباس برگزار شد . مراسم بسیار شکیل و زیبا بود . جا دارد از دوستانی که بی ریا و خالصانه کوشیدند تشکر کنم . در بخش هایی از مراسم قطعاتی که برای ناصر ساخته بودند پخش شد . سخنرانی آقای توحدی رییس انجمن موسیقی و شعر خوانی استاد علی قویدل هم جزئی از برنامه ی دیشب بود. در خلال مراسم ۳۷ شمع به مناسبت ۳۷ سالگی ناصر توسط ۳۷ نفر از دوستان ، نزدیکان و دوستدارانش روشن شد .
پرویز پرستویی هم تلفنی برای کسانی که در این مراسم شرکت داشتند حرف زد . او از اینکه نتوانسته بود در مراسم ناصر در تهران و همچنین بندرعباس شرکت کند عذرخواهی کرد و سپس گفت :" ناصر شهید راه فرهنگ و شعور است ." "روح ناصر شاد . من افتخار داشتم که در دو کار در خدمت این بزرگوار باشم و در تنهایی شب هایی که با هم سپری کردیم بتوانیم به هم نزدیک شویم . بعد از انقلاب خواننده های زیادی مطرح شدند ولی ناصر عبداللهی فقط خودش بود . همیشه به خود او هم می گفتم که این حسن بزرگ توست . تو مرا یاد هیچ خواننده ای نمی اندازی . ناصر آن بغض فروخورده اش بود که تبدیل به یک صدا میشد و این بغض فرو خورده فرصت نمی داد که ما به یاد کس دیگری بیفتیم . این صدا از اعماق وجود او بود . من همیشه به ناصر عبداللهی عشق ورزیده ام همیشه لذت بردم از صدای او . بخصوص که خودش هوای موسیقی را خوب می شناخت ، ساز می نواخت ساز را می شناخت . من به خود او هم این را می گفتم که از موسیقی چیزی نمی دانم ولی حس را می فهمم . او خودش بود و خودش. متاسفم ما در عرصه موسیقی کشور دیگر ناصر عبداللهی را نداریم . این از بد روزگار است که ما دیگر ناصر را در کنار خودمان نداریم . ای کاش ناصر عبداللهی ها باشند ،بمانند و ما همیشه به آنها عشق بورزیم . درست است که ما هنرمندان دیگری هم داریم که در این عرصه موفق هستند ولی بگذارید من بدون تعارف و صادقانه بگویم من با صدای این آدم زندگی کردم ، با صدای این آدم رها شدم با صدای این آدم مشکلات خودم را با خودم حل کردم . با صدای این ادم همه ی گره های کورم را باز کرده ام . این هنرمندان ساده به دست نیامده اند که اینقدر ساده از دست بروند ." |
محمدرضا آقاسی در 24 فروردین ماه 1338 در خانواده مذهبی در شهر تهران دیده به جهان گشود. او در دامان مادری مهربان و پارسا و تحت تعلیم و تربیت پدری متدین و با ایمان رشد یافت. پدرش حاج قاسم آقاسی قاری قرآن بود. مادر او شاعر و مداح اهل بیت (ع) بود و در خانه علاوه بر تربیت صحیح فرزندان برای آنها اشعار حافظ، دیوان جوهری و تذکرة الاولیاء می خواند. محمدرضا آقاسی تحت تأثیر محیط خانواده پا در وادی شعر و ادب گذاشت و به مدد استعداد و پشتکار فراوان و اراده خستگی ناپذیر خود قله های رفیع ادبیات را فتح نمود و بنیانگذار فصل نوینی در ادبیات ایران و بالأخص شعر مذهبی گردید.